
حضرت خدیجه سلاماللهعلیها؛ مظلومهای در غبار حسادت
شناخت رایج جامعه اسلامی از حضرت خدیجه سلاماللهعلیها، متأسفانه در بسیاری از موارد حاصل یک جنگ روایت و ریشهدار در حسادت است؛ حسادتی که نهتنها جایگاه حقیقی این بانوی عظیمالشأن را پنهان کرده، بلکه او را به تصویری تقلیلیافته، صرفاً یک «بانوی ثروتمند سالخورده» فروکاسته است. این در حالی است که اگر حتی فقط همین سخاوت مالی ایشان دیده میشد، باز هم عظمتش شگفتانگیز بود، چه رسد به آنکه بدانیم خدیجه کبری سلاماللهعلیها ستون عاطفی، فکری و ایمانی رسالت الهی بوده است.
در قرآن کریم، خداوند برخی نعمتهای ویژهی پیامبران را با تعبیر «مِنّت» یاد میکند؛ نعمتهایی که نقش حیاتی در تحقق رسالت دارند. یکی از روشنترین مصادیق این منّت الهی بر وجود مبارک حضرت محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلّم، حضرت خدیجه سلاماللهعلیهاست. آیهی «وَوَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنَى» تنها به غنا و بینیازی مالی اشاره ندارد، بلکه از تأمین پشتوانهای سخن میگوید که پیامبر را برای انجام رسالت سنگین الهی آسودهخاطر ساخت؛ و این پشتوانه، خدیجه بود.
اوج این حقیقت در کلام خود پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم آشکار میشود؛ آنجا که میفرمایند: «إِنِّي قَدْ رُزِقْتُ حُبَّهَا»؛ محبت خدیجه، روزیِ الهی من است. این تعبیر، جایگاه خدیجه را از سطح یک همسر فراتر میبرد و او را در شمار نعمتهای الهی قرار میدهد؛ نعمتی که پیامبر را از محبت دیگران بینیاز ساخت.
بینش بلند حضرت خدیجه سلاماللهعلیها نیز در همان آغاز ازدواج جلوهگر است؛ زمانی که هنوز خبری از نبوت علنی، قدرت اجتماعی یا ثروت پیامبر نبود. او با بصیرتی الهی، محمد امین را بر همهی معیارهای مادی ترجیح داد و با افتخار گفت: «قَدْ زَوَّجْتُكَ يَا مُحَمَّدُ نَفْسِي». این انتخاب، انتخاب ایمان بر دنیا و حقیقت بر ظاهر بود.
پس از ازدواج نیز، خدیجه سلاماللهعلیها نهتنها رقیب محبوبهای پیامبر نشد، بلکه خود، خادم محبتهای او گردید؛ تا آنجا که عشق پیامبر به حضرت علی علیهالسلام را با جان و دل پذیرفت و او را نور چشم خویش دانست. این سلوک، نقطهی مقابل حسادتی است که بعدها حتی در میان برخی نزدیکان دیده شد.
از همینرو، یاد خدیجه همواره دل پیامبر را میلرزاند و نبودنش را به زخمی ماندگار بدل کرد؛ زخمی که هیچکس نتوانست آن را پُر کند. شاید راز ماندگاری نام خدیجه در تاریخ اسلام همین باشد: زنی که تمام وجودش را بیهیچ چشمداشتی، خرج خدا و رسول خدا کرد.