
تربیت نمازی کودک ۶ تا ۱۲ سال؛ شناخت، علاقهسازی و نهادینهسازی
تربیت نمازی فرزندان در سنین ۶ تا ۱۲ سال، پیش از هر چیز نیازمند شناخت دقیق ویژگیهای رشدی و روحی کودک است. بدون این شناخت، حتی بهترین توصیهها و دلسوزانهترین امرها نیز ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. این دورهی سنی، فرصتی طلایی برای پایهگذاری ایمان، عبادت و روحیه بندگی در وجود کودک به شمار میرود.
نخستین ویژگی کودک در این سن، استعداد بالای یادگیری و حافظهی قوی اوست. روایات نیز بر آمادگی کودک برای آموزش معارف دینی در این دوره تأکید کردهاند. ازاینرو، آموزش اصول دین، اخلاق و احکام ـ البته بهصورت تدریجی، ساده و متناسب با فهم کودک ـ یکی از گامهای اساسی در تربیت نمازی است.
ویژگی دوم، یکدست بودن و عمق علاقههای کودک است. علاقههایی که در این سن شکل میگیرند، ماندگارند و میتوانند مسیر آیندهی فرزند را تعیین کنند. بنابراین، شکلدهی هوشمندانه به علایق دینی، مانند ایجاد محبت نسبت به نماز و عبادت، نقشی تعیینکننده دارد.
گام سوم، توجه به روحیه اطاعتپذیری و مسئولیتپذیری کودک است. روایات از این دوره بهعنوان زمانی یاد میکنند که کودک آمادگی پذیرش فرمان و نظم را دارد. اگر گاهی والدین با اطاعتگریزی مواجه میشوند، غالباً به دلیل شیوههای نادرست دستور دادن است؛ روشهایی که کودک را به لجبازی میکشاند. کودک سالم، بهطور طبیعی دوست دارد با اطاعت از والدین، توجه و محبت آنها را جلب کند.
در این میان، باید به کودک آموخت که اطاعت از ولی و عقل مطلق یک فضیلت است ؛ اما نه با موعظه و درسدادن، بلکه با رفتار والدین و مهارتهای عملی زندگی. افزون بر این، کودک در این سن روحیهپذیر است و میتوان روحیههایی مانند شکرگزاری، عفاف، حیا و معنویتگرایی را در او نهادینه کرد؛ همانگونه که در روایت «یُؤدَّبُ سَبعَ سنین» به آن اشاره شده است.
بر این اساس، دو وظیفه اصلی بر عهده والدین است: نخست، توصیه و امر به نماز؛ و دوم، ایجاد روحیه بندگی و شکرگزاری. این اهداف از چهار راهکار کلیدی محقق میشود: معرفتافزایی تدریجی، شکلدهی به علایق دینی، امر و توصیه همراه با احترام، و نهادینهسازی روحیات و آداب دینی. تمرین و تکرار آگاهانهی این مسیر، مهارت تربیت نمازی را در والدین تثبیت خواهد کرد.