
چرا نماز را فارسی نمیخوانیم؟ پاسخ به یک نوجوان
یک نوجوان پرسشی عمیق و صمیمانه مطرح کرده است: «ما فارسی زیبا داریم، شعر و کتاب فراوان، پس چرا نماز و قرآن را فارسی نمیخوانیم؟» این سوال، درسی بزرگ برای همه ماست. پاسخ، کوتاه و روشن است: خداوند هیچگاه ما را از سخن گفتن به زبان فارسی با خود منع نکرده است. ما در هر لحظه میتوانیم با خدای خود به هر زبانی که دوست داریم مناجات کنیم؛ فارسی، ترکی، لری و هر گویش دیگری. پس مسئله، ممنوعیت نیست، بلکه حکمتی عمیقتر در کار است.
اگر همه مسلمانان جهان به یک زبان نماز بخوانند، بزرگترین پیام وحدت را منتقل کردهاند. تصور کنید مسلمانی در آمریکا و نوجوانی در ایران، هر دو با یک زبان با خدای خود سخن میگویند. در روز اربعین، میلیونها انسان از صدها قومیت در کربلا گرد هم میآیند. اگر هرکس به زبان خود نماز بخواند، هرگز نماز جماعت ممکن نخواهد بود؛ یکی طولانی، دیگری کوتاه، یکی زودتر و دیگری دیرتر. اما هنگامی که همه یک کلمات را ادا میکنند، هیچ چیز نمیتواند جای این همدلی و هماهنگی را بگیرد.
نکته دیگر، زیبایی لفظی نماز و قرآن است. ترجمه، هرچند مفهوم را میرساند، اما هرگز نمیتواند طعم و آهنگ اصلی کلمات الهی را منتقل کند. همانگونه که ترجمه یک شعر زیبای فارسی، جان کلام را میمیراند، تغییر زبان نماز نیز آن زیبایی بیهمتا را از دست میدهد.
و در پایان، عربی خواندن نماز، هرگز با وطندوستی یا اصالت ایرانی ما منافات ندارد. مگر حافظ، سعدی و فردوسی، بزرگترین عاشقان ایران، خود از زبان عربی در اشعارشان بهره نگرفتهاند؟ «الا یا ایها الساقی...» سرآغاز غزل معروف حافظ، خود گواه این حقیقت است که عشق به خدا و ایران، در یک دل جمع میشوند.