روح عبادت در کلام امام خامنهای
این بیان نورانی با جملهی «یا اباذر رکعتان مقتصدتان…» آغاز میشود؛ سخنی که توجه در حال عبادت و در حال نماز را مورد تأکید قرار میدهد. در این بیان، تأکید میشود که عبادت تنها جسم عبادت و قالب ظاهری آن نیست، بلکه روح عبادت، توجه و تفکر است. تفکر نیز به این معناست که انسان در حال نماز، به مفاهیم نماز و به معارفی که در کلمات نماز وجود دارد توجه کند و در آنها بیندیشد. در واقع روح عبادت همین توجه و اندیشه است. قالب عبادت بدون روح، ارزش واقعی عبادت را ندارد؛ هرچند ممکن است از جهت اسقاط تکلیف، عملی انجام شده باشد، اما آنچه مورد مدح و ستایش قرار گرفته است—چه دعا، چه نماز و چه توسل—قوامش به همان روح عبادت است.
از همین رو در این بیان آمده است: «دو رکعت مقتصدتان»، یعنی دو رکعت میانه و معمولی؛ نه اینکه در هر رکوع یا سجود ده بار یا بیست بار ذکر گفته شود. بلکه همان دو رکعت متوسط و معمولی که همراه با تفکر و با حال تذکر باشد، بهتر است از اینکه انسان یک شب را تا صبح بیدار بماند و نماز بخواند، در حالی که قلب و ساحل دل او غافل است. این وضعیت شبیه بسیاری از نمازهایی است که ما میخوانیم؛ چه نماز مستحبی، چه نماز نافله و حتی گاهی واجبات. گاهی دعا میخوانیم اما حواسمان جای دیگری است و اصلاً به مضمون دعا، به روح دعا و حقیقت آن توجه نداریم.
به همین دلیل است که اعمال برای ما سنگین جلوه میکند؛ این سنگینی نتیجهی همان عدم توجه است. هنگامی که توجه و ذکر وجود داشته باشد، خشوع حاصل میشود. خشوع نیز ناشی از ذکر و توجه است؛ حالتی از فروتنی دل در برابر خداوند، در کنار خضوع که فروتنی جسم است. این حالت در اثر یاد خدا و توجه به او پدید میآید.
وقتی خشوع به وجود آمد، نماز دیگر برای انسان سنگین نیست. انسان خاشع در حال نماز، از نماز خسته نمیشود و لحظهبهلحظه به پایان آن فکر نمیکند. در هر عبادتی—چه نماز و چه دعا—همینگونه است. حتی در دعاهای طولانی مانند دعای ابوحمزه یا دعای امام حسین(ع) در روز عرفه نیز اگر خشوع و ذکر باشد، انسان احساس خستگی نمیکند.
در دورهی جوانی، مرد مؤمنی به بنده گفت که شخصی را با تصرفی معنوی بیدار کرده تا نماز شب بخواند. از او خواستم که چنین کاری را هم برای ما انجام دهد، گفت اگر بخواهی بیدارت میکنم. شب بعد، هنگام نماز شب بیدار شدیم؛ اما طبیعی است که کسی که سابقهی زیادی در نماز شب ندارد، بیحوصله و بیحال باشد. وضویی گرفتیم و نمازی خواندیم و یکی دو شب به همین شکل گذشت. بعد که او را دیدیم، گفت: آن نماز شبی که انسان در آن حال و توجه نداشته باشد، نماز شب واقعی نیست. خود آن شخص هم متوجه شده بود که حقیقت همین است.
نماز شب را بعضیها میخوانند، اما با کسالت کامل و بدون توجه؛ لحظهبهلحظه منتظرند که زودتر تمام شود و خلاص شوند. در حالی که آنچه درمان دردهای انسان است، این نوع عبادت نیست. نماز درمان همهی دردهای انسان است، اما آن نمازی که در آن توجه، ذکر و خشوع وجود داشته باشد. دعا نیز همینگونه است.
بنابراین، حقیقت عبادت در توجه دل و حضور قلب است. اگر روح عبادت—یعنی تفکر، ذکر و خشوع—در اعمال عبادی وجود داشته باشد، همان عبادت کوتاه و ساده میتواند بسیار ارزشمندتر و اثرگذارتر از عبادتهای طولانی اما بدون حضور قلب باشد.
متن شرح حدیثی رهبر معظم انقلاب 1385/02/31