روزی عبدالملک بن مروان آن حضرت را با مدح و وصف زیادی، توصیف کرد و او را بسیار ستود. حضرت در پاسخ فرمود: اینها که تو یاد کردی و وصف نمودی از فضل و عنایت خدای سبحان و تایید و توفیق او است، ولی کجا است شکر و سپاس بر آن همه نعمتها؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آنقدر به نماز می ایستاد که پایش ورم می کرد و بقدری شدت تشنگی در ایام روزه داری بر آن حضرت غلبه می کرد که دهانش خشک و بی حرکت می شد. به آن حضرت گفته می شد: مگر نه خداوند ترا از گذشته و آینده ات بخشیده است؟ حضرت پاسخ می فرمود: آیا بنده ی سپاسگزاری نباشم؟
اذان صبح آمد بیدارمان کرد. بلند شدم و پلکهایم را مالیدم. چند لحظهای طول کشید تا چشمهام باز شد. به صورتش نگاه کردم. معلوم بود که مثل هر شب، نماز باحالی خوانده است.