در شماره پیش؛ماهیت خوشبختی را که آرامش روح میباشد تحلیل نمودیم و ضـعف ایسمهائیکه داعـیه سـعادت بشر را در سر می پرورانند بعنوان مسلکهای«بیخدا»نشان دادیم و سرانجام خاطر نشان ساختیم
در پرتو تداوم در ذکر خدا میتوان دیـده ملکوتبین پیدا کرد و درهای آسمان معنی را به روی خود گشود: « وَ فُتِحَتْ لَهُمْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ...»[2]. نور ذکر، باطن امـور را بـر ما میگشاید حتی
ذکـر و یاد خدا آثار سازنده روحی و اخلاقی فراوانی دارد که یاد متقابل خدا از بنده، روشـنی دل، آرامـش قـلب، ترس از (نافرمانی) خدا، بصیرت و شناختشیطان، بخشش گناهان، و علم و حکمت از جمله آنهاست.
کثرت نقل های فریقین حاکی از آن است که در زمان نزول آیه ولایت، امیرالمؤمنین علیه السلام در رکوع نماز، انگشتر خود را به سائلی بخشیده اند.
همانگونه که در بخش تحلیل لغوی واژه سلام اشاره خواهد شد، پانزده معنای کـلی برای ایـن کلمه به دست آمده است. برپایه احکام شرعی یکی
اهمیّت و جایگاه نماز به عنوان یـک وظـیفه الهی در آیات متعدد قرآن کریم مطرح گردیده است. در ابتدا به آیات نماز در بزرگترین سوره قرآن یعنی سوره بقره پرداخته
چـندی پیـش دانشجوئی که در رشتهء«تکنولوژی»دانشگاه«گندی شاهپور»تحصیل می کند، از ما پرسید: آیا خداوند محتاج به عبادات ما است؟!
همهجا میتوان خدا را عبادت کرد و در همه لحظات میتوان بیاد خدا بود امـا هـمه مـکانها ارزش یکسان دارد بعضی از مکانها زمینه حضور قلب بیشتری به انسان میدهد.
کلید واژه: نماز، نماز اول وقت، فضیلت نماز اول وقت، تعیین اول وقت، افضل بودن وقت اول از وقت ثانی هر نماز عرض کردیم: در روایات مبارکات از ائمه: نقل شده است که شارع مقدس این نماز هایی را که فرض کرده است، برای اینها دو وقت است مثل صلاة الجمعة استثناء شده بود. بیان کردیم که در ما نحن فیه آن وقت اول، نسبت به آن وقت ثانی، افضل است و اگر انسان صلات را در اول وقت بخواند، بناءً علی مانذکره این صلات فضیلت پیدا میکند، اما کلام بود که در وقت اول که بخواند، چه وقت فضیلت پیدا میکند؟ آیا به مجرد این که در صلات ظهر زوال شمس از دایره نصف النهار شد؟ ما به حسب روایات، تفصیل دادیم. گفتیم: در موارد که نافله نیست، یا نافله را قبل از ظهر می شود خواند مثل یوم الجمعه، وقت فضیلت شروعش به زوال شمس از دایره ای نصف النهار است و اما در مواردی که مشروعیت نافله بعد از دخول وقت صلات است، این روایات فرموده اند: کسی که در اول وقت به مجرد ظهر نافله را بخواند، وقت فضیلت صلات ظهر وقتی است که نافله را تمام کند« طالت أو قصرت» و اما نسبت به کسی که نافله را به مجرد الزوال شروع نکرده است تا فیء به قدم یا قدمین ـ که دوپابه اندازه ذراع است ـ برسد، تا این حد، فرصت نافله است، بعد از اینکه ذراع شد وذراع تمام شد، وقت فضیلت صلات ظهر می رسد. الاّ در موردی مثل ایام الحرّ الشدید که در آنجا انسان تبرید به صلات بکند، بهتر است نماز ظهرش را به وقتی بیندازد که هواخنک است، وقتی که ظل به اندازه مثل شاخص رسید، دلیلش هم همان صحیحه زراره بود که خواندیم.